ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

952

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

دلالت و مفهوم آنها پوشيده ميماند و مشتبه ميشوند و بر حسب همين نظريه ابن عباس گفته است : « متشابه گفتاريست كه بدان ايمان ميآورند ، ولى به آن عمل نميكنند . » و مجاهد و عكرمه گفته‌اند : « هر چه بجز آيات احكام و قصص باشد متشابه است . » و قاضى ابو بكر « باقلانى » و امام الحرمين نيز با اين رأى موافقت كرده‌اند . و ثورى و شعبى و گروهى از عالمان سلف گفته‌اند : متشابه آياتى است كه راهى بدانستن آنها نباشد مانند : علايم وقوع رستاخيز و اوقات اخبارى كه در اين باره مردم را بدان تهديد كرده‌اند و حروف تهجى اوايل سوره‌ها . و اينكه در آيه ميفرمايد : « آيات محكم اصل كتاب بشمار ميروند » يعنى بخش عمده و بيشتر آن . و بنابر اين متشابه قسمت كمتر قرآن است و گاهى برخى از آنها را در رديف آيات محكم مىآورند . آنگاه پيروان آيات متشابه را مورد نكوهش قرار داده است از اين رو كه آنها را بمعنىهايى تأويل يا تفسير كرده‌اند كه از زبان عرب يا همان زبانى كه ما را بدان خطاب كرده است مفهوم نميشوند . و آن گروه را ( اهل زيغ ) يعنى منحرف از حق ناميده است مانند كافران و زنديقان و جاهلان بدعت گذار و فرموده است اين عمل آنان به قصد فتنه است كه بمنزلهء شرك يا اشتباه كارى بر مؤمنان است يا آنها را بر طبق دلخواه خود هر گونه بخواهند تأويل ميكنند و در بدعتهاى خويش از آنها پيروى مينمايند . سپس خبر ميدهد ( سبحانه ) كه تأويل آنها به خود وى اختصاص دارد و كسى جز او آنها را نميداند و ميگويد : « و تأويل آنها را جز خدا كسى نميداند » آنگاه عالمان را فقط بسبب ايمان به آنها ميستايد و ميفرمايد و راسخان در علم ميگويند بدان ايمان آورديم . و به همين سبب سلف « راسخون » را بطور استيناف [ 1 ] خوانده و آن را بر عطف ترجيح داده‌اند ، زيرا ايمان به غيب در ستودن رساتر است . و اگر ( واو ) را عاطفه

--> [ 1 - ) ] استيناف در تداول نحو عرب اين است كه كلمه را بر ما قبل عطف نكنيم و ( و ) را ( واو ) عطف ندانيم چه كلمهء مزبور در لغت نيز بمعنى ابتدا كردن و از سر گرفتن است .